X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

یک جمله به خودم

شخصی
جمعه 4 خرداد‌ماه سال 1386

اشک ماهی حیات

چشم هایش پر از اشک بود، به آسمان نگاهی کرد

گفت : خدا را شکر

این شکسته های دل من بود که بدرد خورد،
روی زمین نشست و تکه های تنگ بلورین را جمع کرد ،

در این هنگام ماهی را دید که داشت جان می داد ،


دستهایش را به هم نزدیک کرد در همین حین قطرات باران به کمکش شتافتند
و در میان دستان او برکه ای زیبا متولد شده بود

قدمهایش را سریعتر کرد تا ماهی را به سرچشمه ی حیات برساند .

نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
چهارشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 01:13 ق.ظ
+ باران
اگر می دانی
در این جهان کسی هست
که با دیدنش
رنگ رخسارت تغییر می کند
و صدای قلبت
آبرویت را به تاراج میبرد ،
مهم نیست که او مال تو باشد ،
مهم این است
که فقط
باشد
زندگی کند
لذّت ببرد
ونفس بکشد
امتیاز: 0 0