X
تبلیغات
رایتل

یک جمله به خودم

شخصی
شنبه 28 شهریور‌ماه سال 1388

ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران

ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران
بیداری ستاره در چشم جویباران

آیینه نگاهت پیوند صبح و ساحل
لبخند گاهگاهت صبح ستاره باران

باز آ که در هوایت خاموشی جنونم
فریادها برانگیخت از سنگ کوهساران

ای جویبار جاری! زین سایه برگ مگریز
کاینگونه فرصت از کف دادند بیشماران

گفتی به روزگاری مهری نشسته گفتم
بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران

بیگانگی ز حد رفت ای آشنا مپرهیز
زین عاشق پشیمان سرخیل شرمساران

پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند
دیوار زندگی را زینگونه یادگاران

این نغمه محبت، بعد از من و تو ماند
تا در زمانه باقیست آواز باد و باران


 دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی

از دوست عزیزی که این شعر رو فرستادن خیلی خیلی ممنونم
نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
شنبه 28 شهریور‌ماه سال 1388 ساعت 08:00 ب.ظ
+ سودابه
رجا جونم پیشاپیش عید سعید فطر بر تو دوست عزیزم مبارک.
امتیاز: 0 0