X
تبلیغات
رایتل

یک جمله به خودم

شخصی
چهارشنبه 29 دی‌ماه سال 1389

ذهن من می آید سوی یک گوشه گرم

دل ما مخزن تنهایی ست
نور امید می زند برق سوی ما

کاش

آسمان دل مان ابری بود

اما

آفتابی هست دور از دسترس ما اکنون

خوب بنگر

خنده دخترک آن گوشه
ذهن سیال مرا می برد سمت خودش
چه آسان 

چه راحت

می خندد

و من اکنون می اندیشم که
چرا خاک افتاده

گوشه پیرهنم


نظرات (4)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
دوشنبه 4 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 01:09 ب.ظ
+ باران
میدوزم

شادی را به غم

زیاد را به کم

درخت را به ریشه

گاهی را به همیشه

ستاره را به آسمان

زمین را به کهکشان

کهنه را به نو

و

.
.
.

خودم را به ...
امتیاز: 0 0
دوشنبه 4 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 10:11 ب.ظ
+ //
تو را آرزو نخواهم کرد ،

هیچوقت !

تو را لحظه ای خواهم پذیرفت

که خودت بیای

با دل خود ،

نه با آرزوی من
امتیاز: 0 0
دوشنبه 11 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 10:44 ق.ظ
+ ساحل
به خدا گفتم : بیا دنیا را قسمت کنیم!
آسمون واسه من ابراش مال تو
دریا مال من موج هایش مال تو
ماه برای من خورشید برای تو


خدا خندید و گفت:
تو بندگی کن همه دنیا مال تو .... من هم مال تو
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 3 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 01:59 ب.ظ
+ باران
بی هیچ صدائی می آیند

زمانی که نمی دانی

در دلت یک مزرعه آرزو می کارند

و بی هیج نشانی از دلت می گریزند

تا تمام چیزی که به یاد می آوری

حسرتی باشد به درازای زندگی

چه قدر بی رحمند رؤیاها !
امتیاز: 0 0