یک جمله

این جمله را گذاشته ام جلوی خود  

با خود سوال می کنم  

تمام تلاشت را کرده ای  

چرا می خواهی یک نفر را از خانواده اش دور کنی  

چرا می خواهی او هم مثل تو تحمل خیلی مشکلات را کند  

 

اگر او بخواهد بی نهایت همین فرداست
و گرنه ...
باید از خدا بخواهیم؟!
نمی دانم
شاید هم نباید از خدا بخواهیم
و بپذیریم آنچه او خواسته
چه سخت است نخواستن!

نظرات 2 + ارسال نظر
باران یکشنبه 7 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 12:47 ق.ظ http://rainymay.blogfa.com

زندگی شاید همین باشد.

یک فریب ساده و کوچک...

آن‌هم از دست عزیزی که، تو دنیا را

جز برای او

و جز با او

نمی خواهی...

تک درخت خشکیده باغ چهارشنبه 22 دی‌ماه سال 1389 ساعت 01:45 ب.ظ


قرار هایمان

تاریخ مصرفش تمام شد

و من هنوز به نقطه ی بودن اولیه ات

خیره ام!


برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد