X
تبلیغات
مای اسپید

یک جمله به خودم

شخصی
پنج‌شنبه 12 تیر‌ماه سال 1393

اگر می خواهی دریا باشی


کفش کودکی را دریا برد. کودک روی ساحل نوشت: دریای دزد....آن طرفتر مردی که صید خوبی داشت،روی ماسه ها نوشت:دریای سخاوتمند...جوانی غرق شد،مادرش نوشت: دریای قاتل...پیرمردی مرواریدی صید کرد،نوشت:دریای بخشنده...

موجی نوشته ها را شست.دریا آرام گفت: به قضاوت دیگران اعتنانکن اگر میخواهی دریاباشی.

برچسب‌ها: دریا
یکشنبه 4 اسفند‌ماه سال 1392

بیا نرم باشیم


آدمایی هستن که

 

هروقت ازشون بپرسی چطوری؟ می گن خوبم..

وقتی می بینن یه گنجشک داره رو زمین دنبال غذا می گرده,

راهشون رو کج می کنن از یه طرف دیگه می رن که اون نپره...

اگه یخ ام بزنن, دستتو ول نمی کنن بزارن تو جیبشون...

آدمایی که از بغل کردن بیشتر آرامش می گیرن تا از چیز دیگه

همونایین که براتون حاضرن هرکاری بکنن

اینا فرشتن...

 

تو رو خدا اگه باهاشون ارتباط دارین , اذیتشون نکنین...

تنهاشون نزارین , داغون می شن !!!

همین‌ها هستند که دنیا را جای بهتری می کنند

 

مثل آن راننده تاکسی‌ای که حتی اگر در ماشینش را محکم ببندی بلند می گوید: روز خوبی داشته باشی.

 

... آدم‌هایی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشمشان می شوی، دستپاچه رو بر نمی‌گردانند، لبخند می زنند و هنوز نگاهت می کنند.

 

آدم‌هایی که حواسشان به بچه های خسته ی توی مترو هست، بهشان جا می دهند، گاهی بغلشان می کنند.

 

دوست هایی که بدون مناسبت کادو می خرند،... مثلا می گویند این شال پشت ویترین انگار مال تو بود. یا گاهی دفتریادداشتی، نشان کتابی، پیکسلی.

 

آدم‌هایی که از سر چهار راه، نرگس نوبرانه می خرند و با گل می روند خانه.

آدم‌های پیامک‌های آخر شب، که یادشان نمی رود گاهی قبل از خواب، به دوستانشان یادآوری کنند که چه عزیزند، آدم‌های پیامک‌های پُر مهر بی بهانه، حتی اگر با آن ها بدخلقی و بی حوصلگی کرده باشی.

 

آدم‌هایی که هر چند وقت یک بار ایمیل پرمحبتی می زنند که مثلا تو را می خوانم و بعد از هر یادداشت غمگین، خط‌هایی می نویسند که یعنی هستند کسانی که غم هیچ کس را تاب نمی آوردند.

 

آدم‌هایی که اگر توی کلاس تازه وارد باشی، زود صندلی کنارشان را با لبخند تعارف می کنند که غریبگی نکنی.

 

آدم‌هایی که خنده را از دنیا دریغ نمی کنند، توی پیاده رو بستنی چوبی لیس می زنند و روی جدول لی لی می کنند.

 

همین‌ها هستند که دنیا را جای بهتری می کنند برای زندگی کردن

 

مثل دوستی که همیشه موقع دست دادن خداحافظی، آن لحظه‌ی قبل از رها کردن دست، با نوک انگشت‌هاش به دست‌هایت یک فشار کوچک می دهد… چیزی شبیه یک بوسه

وقتی از کنارشون رد میشی بوی عطرشون تو هوا مونده

وقتی باهاشون دست میدی دستت بوی عطرشونو گرفته

وقتی بارون میاد دستاشون رو به آسمونه

 

وقتی بهشون زنگ میزنی حتی وقتی که تازه خوابیدن با خوشرویی جواب میدنو میگن خوب شد زنگ زدی باید بلند میشدم

 

وقتی یه بچه میبینن سرشار از شورو شوق میشن و باهاش شروع به  بازی کردن میشن

تو حموم آواز میخونن

آره همین ها هستند که هم دنیا رو زیبا میکنن هم زندگی رو لذت بخش تر

دم همشون گرمه گرم

 

انسان و زندگی

 

انسان نرم و لطیف زاده می شود

و به هنگام مرگ خشک و سخت می شود.

گیاهان هنگامی که سر از خاک بیرون می آورند نرم و انعطاف پذیرند

و به هنگام مرگ خشک و شکننده.

پس هرکه سخت و خشک است

مرگش نزدیک شده

و هرکه نرم و انعطاف پذیر

سرشار از زندگی است.

سخت و خشک می شکند.

نرم و انعطاف پذیر باقی می ماند

  ادامه مطلب ...
برچسب‌ها: محبت، عشق، عاطفه، انسانیت، بغل، بوسه، یخ
یکشنبه 1 دی‌ماه سال 1392

خنک آن قماربازی که بباخت آن چه بودش

خنک آن قمار بازی


همه صیدها بکردی هله میر بار دیگر

سگ خویش را رها کن که کند شکار دیگر

همه غوطه‌ها بخوردی همه کارها بکردی

منشین ز پای یک دم که بماند کار دیگر

همه نقدها شمردی به وکیل درسپردی

بشنو از این محاسب عدد و شمار دیگر

تو بسی سمن بران را به کنار درگرفتی

نفسی کنار بگشا بنگر کنار دیگر

خنک آن قماربازی که بباخت آن چه بودش

بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

تو به مرگ و زندگانی هله تا جز او ندانی

نه چو روسبی که هر شب کشد او بیار دیگر

نظرش به سوی هر کس به مثال چشم نرگس

بودش زهر حریفی طرب و خمار دیگر

همه عمر خوار باشد چو بر دو یار باشد

هله تا تو رو نیاری سوی پشت دار دیگر

که اگر بتان چنین‌اند ز شه تو خوشه چینند

نبدست مرغ جان را به جز او مطار دیگر


برچسب‌ها: قمار، قمار عشق، مرگ
دوشنبه 6 آبان‌ماه سال 1392

جملات کوتاه و عمیق

امروز صبح یکی از دوستانم این جملات زیبا و جدی و عمیق را برایم ایمیل کرد دیدم خوب است با تغییراتی اینجا قرار دهم تا شما هم بخوانید 

نزدیک تر از آن که فکرش را کنی 
این عکس یه دنیا مفهوم داره... فوق العاده است !!!

 
ادامه مطلب ...
پنج‌شنبه 9 آذر‌ماه سال 1391

دوست روشنفکر من


 

دوست روشنفکر من!
به اشک چشمان ما می خندی و ما را متهم میکنی‌ که ابلهانه بر جنازه ای می گرییم که 1400 سال پیش به دل خاک رفت ؟؟؟
پکی به سیگارت می زنی و از میان


هاله دود حکم محکومیت مارا در فیس بوک صادر می کنی که این بساط همه بساط تظاهراست و غذای به اصطلاح حسینی اش به شکم سیران یزیدی ریخته می شود!
لبی به قهوه ات تر میکنی و انسانیت این مردم را از ریشه می زنی که شما اگر انسان بودید خرج نمی دادید و خرجش را خرج هم میهنان زلزله زده مان می کردید؟

ادامه مطلب ...
( تعداد کل: 179 )
   1       2       3       4       5       ...       36    صفحه بعدی